ANKARA – KONYA – SEDSHEHIR – MANAVGAT – ANTALYA

 

ANTALYA – KORKUTELI – CAVDIR – DENIZLI – PAMUKKALE – AYDIN – KUSADASI – SELCUK – IZMIR

 

IZMIR – USAK – AFYUNKARAHISAR – BAYAT – POLATLI - ANKARA

 

DUDENSELALE     PAMUKKALE       CESME    KUSADASI   جاهای دیدنی

IZMIR (  KONAK MEYDANI – SAAT KULESI  -  FARE(PARK & NAMAYESGAH) – KALE

 

20 شهریور 1390 به همراه آقایان بروغنی و ذاکری و برزگر با خانواده از آنکارا ساعت  3 بعد از ظهر سفری یک هفته ای به سمت سواحل مدیترانه  با اتومبیل شخصی را شروع کردیم.ماه مبارک رمضان بود. نماز ظهر را خوانده به راه افتادیم. از خیابان ننه خاتون NENEHATUN  که بالا می روی خیابانی کنار کوشک ریاست جمهوری شما را به خروجی جنوبی شهر هدایت می کند. فروش گاه های چتین کایاCETINKAYA  و پانورا PANORAو صدا وسیمای ترکیه TRTرا که پشت سر می گذاری تابلوها KONYA را به شما نشان می دهد. هوای معتدل و کمی گرم و مسیر زیبا و خوش رنگ با همسفرانی خوش مشرب نوید یک سفر به یاد ماندنی را می دهد. از آنکارا تا کونیا مسیر 250 کیلومتری اتوبان می باشد. بعد از گذر از این مسیر هموار  و دشت گونه به شهر کونیا می رسی. در مسیر کلمه ای را به طور غیر معمول زیاد می بینی. و آن چیزی نیست جز MEVLANA آجیل فروش های دوره گرد و استراحت گاه های شیک و زیبا و کاملا بهداشتی مسیر از جذابیت های ای سفر است. ساعت 20 به کونیا رسیدیم. استان کونیا وسیع ترین استان آنکارا و شهر کونیا یکی از 5 شهر بزرگ ترکیه می باشد. از نطر زیر ساخت های شهری جز برخوردارترین شهرهای ترکیه است . کارخانه های بزرگی را در نزدیکی شهر می بینی. پس از ورود به شهر مستقیما سراغ مولانا آن بزرگ پارس گوی  را گرفتیم.اما چون عصر بود مقبره مولانا بسته بود  برای اینکه افطار کنیم جلوی مسجدی نشستیم . و بعد از اذان افطار کردیم.

آن شب را در هتلی نزدیگ آرامگاه مولانا به ازای هر اتاق 50 لیر خوابیدیم.وقتی در هتل مستقر شدیم  به بازار روزی که در خیابان بود رفتیم  صبح ساعت 8 راه افتادیم و در مسیر در شهر   SEDSHEHIRصبحانه خوردیم

در مسیر از جاده عکس میگرفتم جاده کوهستانی بود و درختان کاج داشت تا رسیدن به کنار ساحل جاده زیاد جالب نبود وقتی به دریای سفید یا همان مدیترانه رسیدیم حدود 2 ساعت دیگر به آنتالیا راه بود

هوا خیلی گرم بود بنزین زدیم ودر آنجا چایی خوردیم و راه افتادیم وقتی به آنتالیا رسیدیم از یک راننده تاکسی کمک خواستیم تا یک هتل خوب برای ما پیدا کند اما فایده نداشت بعد از گذشت 2 ساعت هنوز جایی پیدا نکردیم بالاخره هتل مناسب پیدا شد و شبی 150 لیر با صبحانه وشام گرفتیم هتل استخر داشت و بچه ها خوشحال شدند  چون هتل ناهار نمی داد بیرون ناهار خورده و بعد استراحت کردیم و تا شب همه در استخر بودند روز دوم به آبشار که   duden shelale می گویند رفتیم خیلی زیبا بود  عکس گرفتیم و بالای آبشار رفتیم در قسمت بالای آبشار غارهای تودر تو قرار داشت که با راهروهایی به هم راه داشتنند و وقتی با پله ها به آن قسمت وارد میشدیم درست پشت آبشار قرار می گرفتیم صدای زیبای آب همراه با منظره زیبا چشم نواز بودواقعا" زیبا بود در قسمت پایین آبشاررستورانهای شیک وسنتی قرار داشت  و مکان دنجی برای استراحت بود .

بستنی معروف ترکیه ماراش دوندیرماسی یا همان بستنی ماراش است که بستنی فروش  به شیوه خاصی بستنی را سرو میکند که برای بچه ها وما جالب بود هر کدام یک بستنی خوردیم تاظهر مشغول بودیم  وقتی از آبشار خارج شدیم خانمهامیوه های محلی می فروختند نوعی کاکتوس بود که پوستش را باز میکردند و میوه داخلش را می خوردند ما هم خوردیم خوشمزه بود، انجیرهای شیرین هم داشتند،کمی بیرون آبشار قدم زدیم و برای خوردن ناهار به شهر برگشتیم .

ناهار بیتی کباب خوردیم ، بیتی کباب مثل  رولت بود که رول آن خمیر بود و در وسط خمیر گوشت دونرو پنیر پیتزا  گذاشته بودند وحالت گرد سروشده بود و وسط آن برنج و ماست چکیده گذاشته بودندخیلی خوشمزه بود تنوع غذا یی درترکیه بسیار بالاست و با خمیر غذاهای متنوعی درست می کنند،برنج کم می خورند و به جای آن ثروتمندان گوشت و فقیران غذاهای خمیری و نان می خورند بعد از خوردن ناهار و چایی برای استراحت به هتل آمدیم .

شب گشتی در مرکز شهر زدیم که بناهای قدیمی داشت و خیلی شلوغ بود .در مرکز شهر برج ساعت قرار داشت که قدمت زیادی داشت قلعه با دیوار های بلند و مجسمه های پیشنیان هم بود . صبح روز بعد حاج سالم خون دماغ شدیدی شد که بسیار نگران شدیم ،آن روز را تا ظهر در هتل ماندیم و بچه ها دراستخر مشغول بودند .وبعد از  ظهر به ساحل رفتیم تا شنا کنیم ولی دریا طوفانی بود و نتوانستیم فقط خیس شدیم و برگشتیم.

روز بعد به سمت ازمیر به راه افتادیم در مسیرشهرهای زیبایی قرار داشت  در بین راه باغهای هلو وزردآلو و سیب وگلابی بود کنار باغی ایستادیم و میوه خریدیم باغبان مرد و زن مهربانی بودندو به ما گفتند سر راه به پاموک کاله سر بزنید و حتما" آنجا را ببینید

بعد از دنیزلی به پاموک کاله رسیدیم که در دنیا بی نظیر است یک دریاچه بالای کوه که کف آن سفید رنگ است و آب دریاچه سرازیر شده و به خاطر وجود املال معدنی همه جا را سفید کرده است و انسان روبروی خود کوه سفیدی می بیند که از دور مثل برف است ولی وقتی نزدیک می شوی میبینی  که سنگ سفیدی است پایین کوه هم دریاچه درست شده بود و بچه ها در آنجا شنا می کردند فوق العاده زیبا بود هوا خیلی گرم بودوشنا می چسبید ،آن روز  غذا حاضری خوردیم خیلی شلوغ بود و به زحمت جایی برای نشستن پیدا کردیم پر از توریست هایی بود که بیشتر از اروپا آمده بودند .

بعد از استراحت  یک ساعته  راه افتادیم  به آیدین رسیدیم شهر تمیزی بود  در خروجی شهرآقای بروغنی را گم کردیم وکلی الاف شدیم  شب به گوش آداسی رسیدیم و خواستیم آنجا بمانیم اما به دلیل شلوغی و نبود جا منصرف شدیم و شبانه راه افتادیم.شهر گوش آداسی شهر توریستی شلوغی است که یک راه ورودی و یک راه خروجی دارد شهر حالت مثلث است که نوک این مثلث ساحل است و از یک ضلع وارد و از ضلع دیگر خارج میشوی واقعا" زیبا بود ما هنگام غروب آفتاب به شهر رسیدیم و نمیتوانم توصیف کنم که غروب آفتاب در ساحل مدیترانه چقدر زیبا بودو توریستها بهترین جا را برای گذراندن شب انتخاب کرده بودند از هر لحاظ ،اما جای ما نبود وما از شهر خارج شدیم.

و به شهر سلچوک رسیدیم ساعت 12 شب بود در پارک شهر استراحت کرده بودیم که نگهبان شهر مانع شد و گفت باید از اینجا بروید .دوست نداشتیم به خاطر چند ساعت هتل بگیریم و مجبور شدیم راه بیفتیم و به ازمیر برویم  نزدیک ساعت 4 به ازمیر رسیدیم آقای بروغنی به خاطر دیسک کمر خیلی اذیت شد اما به خاطر جمع و تواضع زیادی که داشت هیچ صحبتی نکرد .

وقتی صبح شد هتلی شبی 100لیر با صبحانه گرفتیم ازمیر شهر صنعتی و بزرگ ترکیه است و به دلیل صنعتی بودن شهرآب دریا سیاه بود و شهر تمیز نبود مردم شهر هم مثل شهرهای دیگر نبودندعصبانی و عبوس بودند و از همه جا برای کار به ازمیر آمده اند وهمه جور انسان بین آنها دیده می شود .بعد از ناهار در شهر دور زدیم و به بازار شهر رفتیم  بعد به قلعه شهر رفتیم که در بالاترین نقطه شهر قرار داشت و شهر زیر پایمان بود  عکس گرفتیم و به ساحل بر گشتیم،در کنار ساحل میدان معروف شهر به نام konak meydani که برج ساعت شهر در آنجا قرار داشت که بنای بسیار قدیمی شهر است و ازمیر با آن ساعت معروف است . اطراف برج پارک قشنگی بود که بسیارشلوغ بود و همه در حال عکس گرفتن بودندگشتی در اطراف ساحل زدیم وبه هتل برگشتیم تا صبح روز بعد به زیباترین ساحل ترکیه برویم.

صبح به سمت چشمه شهر کوچک توریستی راه افتادیم که بهشتی کوچک روی زمین است ساحل دریای اژه با ماسه های سفید که با انعکاس نور آفتاب جذابیتش صد چندان میشود شهر با گلهای خرزهره و کاکتوسهای زیبا جلوه ی دیگری داشت گلها و کاکتوسها به خاطر آب وهوای مساعد درختان پهناور شده بودند هوا خیلی مطبوع بود و برای شنا مناسب و همه دل به دریا زدند و حسابی استفاده کردند جزء ما سه خانم که به دلایل مختلف همیشه محروم هستیم. ناهار با قیمت بسیار بالا کنار ساحل خوردیم امیرومهلا همبرگر خوردند و ما ماهی خوردیم که به خاطر توریستی بودن شهر قیمت دو برابر آنکارا بود بعد گشتی در شهر زدیم و اماکن قدیمی را دیدیم نقره شهر چشمه معروف است ولی با به دلیل گران بودن سراغش را نگرفتیم چون به دلیل تجربه هایی که کسب کردیم می دانستیم که از شهرهای توریستی نباید خرید کرد.

به ازمیر برگشتیم در مرکز شهر گشتی زدیم دقیق یادم نیست اما قیمت ها مناسب بود ما به هتل برگشتیم اما حاج آقا و آقای بروغنی برای دیدن غروب و عکس گرفتن به قلعه رفتندشب استراحت کردیم وصبح روز بعد به سمت آنکارا راه افتادیم مسیر پر از باغهای زیتون و انگور و انجیربود ،انگور های درشت وشیرین خریدیم و خوردیم .از شهر اوشاک گذشتیم موقع ظهر در غذاخوری بین راه ناهارخوردیم و به راه افتادیم نزدیک 5 بعد از ظهر به آنکارا رسیدیم و سفر زیبا با تجربه ها ی زیبا به پایان رسید.