به نام خدا

سفر به استانبول

دی ماه 89 همراه با آقایان سید اسماعیل ذاکری و غلامحسین بروغنی و خانواده از آنکارا به قصد استانبول پایتخت فرهنگی اروپا در سال 2006 حرکت کردیم. وسیله مسافرت ما اتوبوس بین شهری بود که در ساعت 14 در محل آشتی(ترمینال) آنکارا سوار آن شدیم. اتوبوس دقیقا راس ساعت 14 حرکت کرد، بدون توقف در جاهای مختلف (مثل ایران) به سمت استانبول حرکت کردیم ماشین تمیز با راننده و مهماندار تمیز و کروات بسته و رعایت احترام و ادب که نهایت تلاش را در رضایت مشتری و قانون مداری را می کنند. اتوبوس در یک رستوران بین شهری برای استراحت و خورد و خوراک مسافرین نگه داشت.  دقیقا 30 دقیقه برای این کار اختصاص یافت. از آن جا که ما برای اولین بار در ترکیه با اتوبوس سفر می کردیم بعضی رفتارها جالب بود مانند: 1) رعایت حق یکدیگر از سوی مسافران(در نیاوردن کفش- نخوردن تنقلات در داخل ماشین- آرام بودن و عدم رفت و آمد در داخل ماشین حتی بچه ها-حضور به موقع و سر وقت در موقع مقرر حرکت)2) در اختیار مسافر بودن مهماندار 3) پیاده کردن مسافران بین شهری در ترمینال آن شهر4)اتوبان بودن جاده زیبا و تمیز بودن جاده و حاشیه جاده و عدم توقف نابجای خودروها در حاشیه جاده و ....

بالاخره ساعت 8 شب به استانبول رسیدیم و حدود 3 ساعت طول کشید تا به ترمینال قسمت اروپایی این شهر یعنی esenler رسیدیم گذر از پل bogaz که قاره آسیا را به اروپا وصل می کند اولین نقاشی چشم نواز استانبول بود. استانبول یکی از ده شهر شلوغ جهان است، که حدود 14.5  میلیون جمعیت دارد.طول این شهر بالای 100km است. از طریق مترو از esenler بهaksaray رفتیم و به وسیله تراموا از aksaray به sultanahmat که محل استقرار ما در استانبول یعنی سویتی در مدرسه فجر ایرانیان استانبول  بود.تهیه ژتون های خاص برای سوار به مترو و ترموا الزامی بود اما بچه ها رایگان بود . اما مهلا و امیر چون اولین بار می دیدند برای شان نوعی بازی شد و بعضی وقت ها 2 تا برای عبور به دستگاه می انداختند. شب را در سویت خوابیدیم.فردا صبحانه را در سوییت خوردیم و خارج شدیم. قبل از ظهر از مکان های زیر دیدن کردیم.

چمبلی تاش - کاپالی چارشی - میصیر چارشیسی- سولطان احمت جامی سی ایا صوفیا جامی سی ناهار را در رستورانی مقابل مسجد سلطان احمد کباب آدانا خوردیم (جای شما خالی) . بعد از خوردن ناهار و اقامه نماز در مسجد سلطان احمد به کنار دریا رفتیم و پس از دیدن موزه topkapi ب ه سوییت برگشتیم. شب در مسیر بین  sultanahmatو aksaray به پیاده روی پرداختیم و شام را در رستورانی در aksaray خوردیم و برای خواب به سوییت رفتیم.

روز دوم از طریق ترموا از sultanahmat به eminunu رفتیم از آن جا بوسیله مترو به kabatas رفتیم سپس سوار اتوبوس دریایی شده تا سفربه جزایر را شروع کنیم به این وسیله به buyukada رسیدیم. از بس که دریا طوفانی بود و مسافر کم و کشتی سبک بود وضع گوارشی همه ما به هم خورد طوری که من خودم دو باربالا آوردم. حقیقتا خداوند همه زیبایی ها و نعمت هایش را برای ترکیه تمام کرده استانبول با آن همه زیبایی، تمدن، دریای آبی اش ، با کشتی های بزرگ و کوچک رنگارنگ اش ،اسکله های زیبا و مجهز، جزایر جنگلی و بکر و خانه های ویلایی الوان.....صدای موسیقی را از هر کوی و برزن و رستوران ذهن آدم را نوازش می دهد طبیعت رنگارنگش چشم انسان را می نوازد و دریای نیلگونش همراه با پرنده های دریاییش و پارک های ساحلی همراه با کبوترهایش به روح و روان آدمی آرامش می بخشد.

این داشته ها باعث شده مردمان منطقه انسان هایی آرام، خوش برخورد، مودب، مهمان نواز، توریست پذیر،تمیزو.... باشند.

پس از بازگشت از جزیره روی پله های پارکی نزدیک ایستگاه مترو به شیوه ایرانی ها عصرانه به جای ناهار کیک و شیر کاکایو خوردیم برای خرید به منطقه ای به نام merter   رفتیم اما به دلیل تعطیلی آخر هفته موفق به خرید نشدیم و به سوییت برگشتیم.و برای شام TAVUK DONER تهیه کرده و در سوییت صرف شد.http://uploadtak.com/images/w7856_DSC00236.jpg

روز سوم: پس از صرف صبحانه به قصد دیدن minyaturk از سوییت خارج شدیم. از sultanahmat با ترموا  به eminunuرفته سپس با اتوبوس به محل minyaturk  رسیدیم این مکان شامل مجموعه ای از ماکت ها است که معرف مکان های دیدنی، تاریخی و ...تمام ترکیه می باشند.این ماکت ها مجهز به یک دستگاه کامپیوتری بوده و اطلاعات مربوطه را به زبان های انگلیسی و ترکی و عربی به بازدیدکننده می دهد.    پ س از بازگشت و صرف ناهار ساعت 16 یک مینی بوس با 400TL به صورت اختصاصی برای برگشت به آنکارا کرایه کردیم و ساعت 22 به خانه رسیدیم.http://uploadtak.com/images/v562_0565.jpg